عصر روز شنبه، ۲۴ حمل ۱۴۰۴، ساعت ۵ بعدازظهر، در دفتر مرکزی بنیاد جلال، مراسم رونمایی از تازهترین اثر چاپشده خالد زدران «۱۵ دقیقه» برگزار شد. در این نشست، شماری از مقامات دولتی، نویسندگان، استادان، کارمندان رسانهها، شخصیتهای علمی و مردم علاقهمند حضور داشتند.
مراسم افتتاحیه با سخنان عادل عزیزی آغاز شد. او ضمن معرفی کوتاه کتاب چنین گفت: «۱۵ دقیقه» روایت خاطرات جهادی خالد زدران است که هفته گذشته از سوی بنیاد جلال به زیور چاپ آراسته شد و امروز مراسم رونمایی آن برگزار میشود.
میزبان برنامه، عادل عزیزی، قاری منصور غزنوی را به روی صحنه دعوت کرد تا مراسم با تلاوت آیاتی مبارک از قرآن کریم آغاز گردد.
سخنران نخست این مراسم، حاجی محمد همت، معاون بنیاد جلال بود. وی با افتخار اظهار داشت که بنیاد جلال به نشر چنین کتاب ارزشمندی میبالد که تاریخ ملت را به زبان خودشان ثبت میکند. او افزود: ما ملتی تاریخساز هستیم، اما کمتر تاریخنگار بودهایم؛ در غفلت ما، دیگران تاریخ ما را نگاشتهاند. آقای همت بر اهمیت تاریخ شفاهی نیز تأکید کرد و وعده داد که بنیاد جلال در آینده نیز به چنین ابتکاراتی ادامه خواهد داد.

در ادامه، صبغتالله وصیل، معاون وزارت معارف سخنرانی کرد. او گفت: زندگی جهادی با دیگر شئون زندگی بسیار متفاوت است و در دل خود روایتهایی دارد که برای نسلهای آینده حیاتیاند. آقای وصیل افزود: یاران پیامبر صلیالله علیه وسلم، ماجرای غزوات و زندگی سیاسی آن حضرت را چنان دقیق و با اهمیت نقل کردهاند که گویی در انتقال قرآن و حدیث کوشیدهاند. او ضمن اشاره به غنای تاریخ اسلامی، متأسفانه یادآور شد که در افغانستان به این بخش از تاریخ کمتر توجه شده است. آقای وصیل با آوردن مثال از خیرالدین بربروس، مورخ جنگهای خلافت عثمانی، برنگارش چنین آثاری تأکید کرد و آن را خدمتی بزرگ به تاریخ، دین و میهن دانست.

سپس، دکتور لطفالله خیرخواه، معاون پیشین علمی وزارت تحصیلات عالی، ضمن تبریک به نویسنده و بنیاد جلال، اظهار داشت: این نخستین کتابی است که به شیوهای آزادانه نوشتهشده، بدون آنکه نویسنده تلاش کند دیدگاههای خود را بر خواننده تحمیل نماید. او گفت: نویسنده چنان بیطرفانه نوشته که گاه حتی در عدالت ورزی دچار افراط شده است!
آقای خیرخواه توضیح داد که در طول تاریخ، جریانهای جنگی و سیاسی همواره کوشیدهاند روایت خود را بسازند، اما دولتهای اسلامی در این عرصه کمتر توفیق داشتهاند. او علاوه کرد که برخی علما روایت سازی را غیرضروری میدانند، چراکه اگر مسیر درست باشد، نیاز به توجیه و روایت سازی نیست؛ از همینجا، نویسنده این کتاب نیز صرفاً روایتگر بوده، نه روایت ساز.
آقای خیرخواه همچنین به یک نکته تاریخی مهم اشاره کرد: در این کتاب، نام مناطق آنسوی خط فرضی دیورند با چنان آزادی ذکرشده که گویا دیورند اصلاً وجود ندارد! مناطق آنسوی مرز هرگز به پاکستان نسبت داده نشده و نامهایی چون بنو، وانه، میرانشاه و رزمک در کنار برمل، گومل و زیروک از پکتیکا آمدهاند؛ چنانکه ذهن خواننده ناخودآگاه، تنها افغانستان را به یاد میآورد.

سومین سخنران، پژوهشگر و عضو آکادمی علوم، رفیعالله نیازی بود. او جنبههای علمی و ساختاری کتاب را بررسی کرد و گفت: این کتاب را نمیتوان صرفاً در قالب خاطرات، زندگینامه یا دیگر ژانرهای ادبی جای داد؛ چراکه هرچند تخیلی نیست، هم خاطره است، هم زندگینامه و هم تاریخ سیاسی و جهادی، درحالیکه نثر آن ادبی و هنری است.
آقای نیازی افزود: به باور من، این نخستین بار است که در افغانستان، خاطرات یک جریان جنگی توسط فردی به شکل شخصی نوشته میشود. او گفت که در کتاب، برخی وقایع بهتفصیل و برخی دیگر بهاختصار آمدهاند.
آقای نیازی خاطرنشان کرد که این اثر نیمهرسمی است: نویسنده عضوی رسمی از یک جریان جنگی است، ولی خاطراتش را بهصورت شخصی نگاشته است.
او تأکید کرد که در این کتاب نه حریم شخصی کسی نقض شده و نه با پنهان کردن واقعیتها، بر خطای کسی سرپوش نهاده شده است.
همچنین، آقای نیازی گفت که این خاطرات سرشار از فداکاریاند و هرکسی در آن سهمی دارد، باید قدردان آن بود. در پایان سخنانش نیز از تلاشهای بنیاد جلال تقدیر کرد و آرزوی ادامه چنین کارهایی را بیان داشت.

سخنران بعدی، نویسنده و شاعر عبدالله عزام بود. او کتاب را اثری روشنگر و صادقانه خواند که نثر آن جذاب و راوی زندگی دشوار و پرفرازونشیب مجاهدین است. آقای عزام افزود: نویسنده، مرد خط مقدم جنگ است و آن لحظات سخت را برای تاریخ ثبت کرده که بسیاری از آن بیخبر ماندهاند.
او همچنین به جذابیت عناوین فصلهای کتاب اشاره کرد و گفت: تعدد عناوین این مزیت را دارد که خواننده بتواند آن را در زمانهای متفاوت و بدون خستگی بخواند. به گفته او، در این کتاب صرفاً روایت خشک وقایع نیست، بلکه احساسات نیز موج میزند و تصویرسازیها بهگونهای است که خواننده خود را کنار نویسنده حس میکند. آقای عزام بر اهمیت اینگونه کتابها تأکید نمود و همه را به نگارش چنین آثاری توصیه کرد.

محمد بای بشارت نیز در سخنان خود گفت: امروزه ما در دوران نبرد روایتها به سر میبریم و در چنین زمانهای، تربیت فکری، غنای تاریخ و انتقال آن به نسلهای آینده کاری بسیار کلیدی است. او افزود: نویسنده تنها روایت زندگی خود را نکرده، بلکه داستان و جریان هزاران مجاهد را به تصویر کشیده است.

سخنران بعدی، استاد پوهنتون کابل، پوهنوال اسد وحیدی بود. او گفت: چنین کتابهایی کمک شایانی به ثبت تاریخ میکند. آقای وحیدی اشاره کرد که یادآوری وزیرستان، یک جنبه دیگر کتاب است که برای نخستین بار توسط یکی از فعالان میدانی جنگ، در مورد آن صحبت شده است.
او زبان کتاب را روان، شیرین و دلنشین توصیف کرد و افزود: در این اثر، تنها به زندگی جنگی پرداخته نشده، بلکه به آدابورسوم و جنبههای فرهنگی مناطق مختلف نیز توجه شده است. آقای وحیدی دیگران را نیز به نگارش چنین خاطراتی تشویق کرد.

در ادامه، عبدالحق حماد نیز سخنرانی کرد و کتاب را از هر جهت مفید و خواندنی دانست و مطالعه آن را به عموم توصیه نمود. او زبان کتاب را بسیار روان توصیف کرد و از توصیفهای تصویری آن ستایش کرد. آقای حماد افزود: نویسنده خود را قهرمان معرفی نکرده و آنچه در میدان جنگ گذشته، صادقانه بازگو کرده است، حتی از ترسها و شکستهای خود نیز نگاشته است.
آقای حماد همچنین یادآور شد: نویسنده در بیان برخی اشتباهات اعضای امارت، آنها را بهعنوان خطاهای فردی ذکر کرده، اما موفقیتها را دستاورد کل امارت دانسته است. در پایان، آقای حماد از نویسنده خواست به نوشتن ادامه دهد و از بنیاد جلال نیز خواست که به چنین ابتکاراتی ادامه دهند.

آخرین سخنران، نجیبالله انورزی، مسئول نشرات تلویزیون شمشاد بود. او نیز درباره اهمیت تاریخی و عمومی چنین کتابهایی سخن گفت و نگارش و انتشار آنها را کار بزرگی دانست. آقای انورزی با لحنی طنزآمیز از نویسنده خواست توضیح دهد که چرا عنوان کتاب را «۱۵ دقیقه» انتخاب کرده است.
قابلیادآوری است که هر یک از سخنرانان، برای چاپ دوم کتاب نیز پیشنهادهایی در زمینۀ بهبود زبان و سبک ارائه کردند که در آینده مدنظر قرار گیرد.

در پایان نشست، نویسنده کتاب آقای خالد زدران نیز سخنرانی کرد و بیشتر سخنان خود را در ارتباط با صحبتهای مهمانان ارائه نمود.
نشست در ساعت 8 شب با ترنم محمد جمعه ساجد به پایان رسید.


































